تبليغاتX
باران

قالب پرشین بلاگ


باران
ﻣﺘﻔﺮﻗﻪ
 عکس   به کسی که دوستش داری بگو دوستت دارم

وقتی ١۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم، صورتت از شرم قرمز شد و
سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی.

 

وقتی که ٢٠ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم، سرت رو روی شونه‌هام
گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت
داشتی. 

وقتی که ٢۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم، صبحانه من رو آماده
کردی وبرام آوردی، پیشونیم رو بوسیدی و گفتی بهتره عجله کنی، داره دیرت
میشه. 

وقتی ٣٠ سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم بهم گفتی اگه راستی راستی
دوستم داری بعد از کارت زود بیا خونه. 

وقتی ۴٠ ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم، تو داشتی میز شام رو تمیز
می‌کردی و گفتی باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درس‌ها به
بچه‌مون کمک کنی. 

وقتی که ۵٠ سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همون‌جور که بافتنی
می‌بافتی بهم نکاه کردی و خندیدی. 

وقتی ۶٠ سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی. 

وقتی که ٧٠ ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی
راحتیمون نشسته بودیم من نامه‌های عاشقانه‌ات رو که ۵٠ سال پیش برای من
نوشته بودی رو می‌خوندم و دستامون تو دست هم بود. 

وقتی که ٨٠ سالت شد، این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری، نتونستم
چیزی بگم، فقط اشک در چشمام جمع شد. 

اون روز بهترین روز زندگی من بود، چون تو هم گفتی که منو دوست داری. 

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری، و چقدر در زندگی براش
ارزش قائل هستی، چون زمانی که از دستش بدی، مهم نیست که چقدر بلند فریاد
بزنی. 

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید.

[ دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 ] [ 16:44 ] [ نگين ]

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

[ دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 ] [ 16:3 ] [ نگين ]
درباره وبلاگ

ﺳﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻩ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺣﺎﻝ .ﮔﻞ ﻭ..... ﻫﺮﭼﯽ ﺑﮕﻢ ﮐﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺧﻮﺷﺘﻮﻥ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﻧﻈﺮﺍﺗﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻨﯿﻦ..........
آرشيو مطالب
امکانات وب


قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

download

چت

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا